X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
یک وبلاگ خوشمزه و کم کالری دست نوشته های یک رشتی
چهارشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 10:08 ق.ظ

 

 

 کبوتر با کبوتر باز با باز! اینو من نمیگم شاعر میگه! از نظر روانشناسی هم درسته! آدم ها فقط می توانند با کسانی دوستی های صمیمیٍ بلند مدت و داشته باشند که شبیه خود آنها باشند!از یک  جنس

 

امروز با سارا قهر کردم! البته همیشه با ناراحتی با او دوست بودم ! هیچ شباهتی از هیچ لحاظ با هم نداشتیم اما من و او یک دانشگاه می رفتیم شوهرانمان هم یک جا! به خاطر مشتراک ۱ سال بزور با هم دوست بودیم چه مسخره! سارا اصلا به دوستی هایش به صورت بلند مدت فکر نمی کند! یادش رفته که برای اینکه خاطره ی بد تولدش را که همیشه با گریه برایم تعریف می کرد را برایش از بین ببرم برایش یک مهمانی در خانه ی خودمان گرفتم تمام دوستانش را هم دعوت کردم و حقوق ۲ هفته ام را هم برای این کار گذاشتم! هفته ی گذشته مادرشوهرش هم برای دیدن آنها به اینجا آمدند و من برای این جمعه همه ی آنهارا برای شام دعوت کرده بودم با اینکه صبح شنبه ساعت ۶ باید سر کار می رفتم!! او قرار جمعه را با من بهم زد تنها به دلیل آنکه من به او نگفته بودم که با بچه ها می روم والیبال بازی کنم! به همین راحتی!!! یک سال سرمایه گذاری من روی یک انسان سر همین مسئله از بین رفت! ای کاش اینقدر ایرانی اینجا بود که قدرت انتخاب داشتم! ! 

قلبم تا حدودی شکسته! ولی واقعیت این است که در تمام این ۱ سال می دانستم که اصلا از هیچ لحاظی ما دوستان خوبی نخواهیم بود اما یک جور ترس نمی دانم یک احساس ناخشایندی از قطع رابطه با او داشتم که همیشه باعث میشد مراعاتش را بکنم و با او کژدار و مریض طی کنم! 

 

بعله وقتی روانشناسان می گویند که انسان ها از انسان های شبیه خودشان خوششان می آید باید به حرفشان فکر کرد و صد البته اعتماد نیز کرد! من آدم مذهبی (مذهبی مدل خودم) بودم او متنفر از هر مذهبی! از خیلی لحاظ متفاوت بودیم!!! گفتن ندارد!!! یعنی جای گفتنش اینجا نیست!! 

 

به هر حال ۱ سال بزور دوست ماندیم! خدا میداند که من چقدر از این کار های زورکی و روابط زورکی در زندگیم داشته ام! اما دیگر وقت و پولم را برای کسی که می دانم شبیهم نیست صرف نمی کنم! و از ته قلبم می خوانم 

 

دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد 

 

                           سعادت آن کسی دارد که از تن ها به پرهیزد!!!