X
تبلیغات
رایتل
یک وبلاگ خوشمزه و کم کالری دست نوشته های یک رشتی
پنج‌شنبه 6 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 08:24 ق.ظ

سلام دوستان گل. امروز حالم یکم بهتره! با خالم حرف زدم٬ تولدش بود. خیلی انرژی گرفتم. امروز می خواستم درس بخوانم اما از آنجایی که هر خواستنی توانستن نیست٬ لذا من هم نتوانستم! 

به جاش رفتم خریدکه چقدر بیشتر حال داد بعد یک فروشنده ایرانی هم اونجا کار میکرد هی بهم گفت چقدر هیکلت خوب شده منم جو گیر شدم ۵۰ دلار ازش خرید کردم! هه هه هه امان از خوشتیپی! فردا باید برم دانشگاه ۸ صبح تا ۹ شب ۴ تا کلاس دارم وسطاش هم چندساعتی که بیکارم میرم شنا! وای اینقذه حال میده. استخرش سرپوشیدس ولی دور تا دورش شیشس بیرون معلوم تو داری شنا میکنی یا توی جکوزی نشستی اونوقت بیرون برف میاد! آخ که چه حالی میده! یک تولد هم دعوت شدم. تولد یک دختر ۴ ساله به اسم آنا! برای تولدش ۲ تا اسب کوتوله می خواد اجاره کنه بیاره تا بچه ها سوارش بشن!! خیلی هیجان انگیزه! مادرش لیزا٬ که یک زن آمریکایی هست٬ به من میگفت که یکی از دوستای آنا رو دعوت کرده بعد اون توی کارت دعوت نوشته I pray to got, so he will let me to come!!! ترجمه ای وحشت ناک از انشا الله!!! از خنده مرده بود هی به من می گفت مگه مسلمونا برای رفتن به تولد دعا می کنن!! منم چی بگم غش غش خندیدم!!  

 

اوضاع رژیم: صبجانه 200 کالری ناهار 400 شام 350 متفرقه 100 دوساعت هم مال گردی به جای ورزش!!

الان میام به آشیانیتان